
یادش ستــــــــاره بود شبم را درید و رفت
چون خواب صبح خواستمش اما پرید و رفت
رفت و نماند از او اثری روی دفتـــــرم
جز اشک کهنه ای که غمم را خرید و رفت
نظرات شما عزیزان:
mohsen fallahi 
ساعت17:58---11 فروردين 1392
سلام ..سال نو مبارک ..شعری از پروین تقدیم به شما ...
اشک طرف دیده را گردید و رفت
اوفتاد آهسته و غلتید و رفت
بر سپهر تیرهٔ هستی دمی
چون ستاره روشنی بخشید و رفت
گر چه دریای وجودش جای بود
عاقبت یکقطره خون نوشید و رفت
گشت اندر چشمهٔ خون ناپدید
قیمت هر قطره را سنجید و رفت
من چو از جور فلک بگریستم
بر من و بر گریهام خندید و رفت
...
....
.........
قاصد معشوق بود از کوی عشق
چهرهٔ عشاق را بوسید و رفت.... پاسخ:
ممنون محسن عزیز
سال نوی شما هم مبارکــــــــ
|